تعاریف و نمادها
تعاریف
مستندات
انتشار منابعی که ارزیابی انتقادی اطلاعات و دادههای علمی مرتبط را با استناد به متون مرجع ارائه میدهد و مبنای تعیین هر
حد آستانه (TLV) یا حد مجاز مواجهه یا
شاخص بیولوژیکی مواجهه (BEI)
است. برای بحث کاملتر به بخش
«فرآیند تدوین مقادیر TLV/BEI: مروری اجمالی»
مراجعه شود. طرح کلی مورد استفاده در تهیه مستندات را میتوان در راهنمای عملیاتی کمیته حدود آستانه مواد شیمیایی (TLV-CS) که به صورت آنلاین از اینجا قابل دسترسی است، یافت.
حداقل محتوای اکسیژن
اتمسفر با کمبود اکسیژن به عنوان فضایی با فشار جزئی اکسیژن (PO₂) کمتر از ۱۳۲ تور تعریف میشود.(۱) حداقل نیازمندی ۱۹.۵ درصد اکسیژن در سطح دریا (۱۴۸ تور O₂، هوای خشک) مقدار کافی اکسیژن را برای بیشتر وظایف کاری تأمین کرده و حاشیه ایمنی را نیز شامل میشود.(۲،۳) مطالعات فیزیولوژی ریوی نشان میدهند که الزامات فوق، سطح مناسبی از فشار اکسیژن را در ریهها (فشار آلوئولی pO₂ معادل ۶۰ تور) فراهم میکنند.(۴-۶)
برخی گازها و بخارات، هنگامی که در غلظتهای بالا در هوا حضور یابند، عمدتاً به عنوان خفهکنندههای ساده عمل کرده و فاقد اثرات فیزیولوژیک قابل توجه دیگر هستند. برای یک خفهکننده ساده ممکن است حد آستانه (TLV) یا حد مجاز مواجهه تعیین نشود، چرا که عامل محدودکننده، میزان اکسیژن در دسترس است. هوای فاقد اکسیژن کافی، هشدار مناسبی نمیدهد و بیشتر خفهکنندههای ساده بیبو هستند. این عامل باید در محدود کردن غلظت ماده خفهکننده بهویژه در ارتفاعات بیش از ۱۵۲۰ متر (۵۰۰۰ فوت) که فشار جزئی اکسیژن جو کمتر از ۱۲۰ تور است، مورد توجه قرار گیرد. چندین ماده خفهکننده ساده، خطر انفجار نیز دارند. برای اطلاعات بیشتر به پیوست ج: حداقل محتوای اکسیژن مراجعه کنید.
نانومواد
نانومواد به موادی اطلاق میشود که در یک یا چند بعد دارای اندازه ۱۰۰ نانومتر یا کوچکتر باشند. موادی که از نانومواد تشکیل شدهاند، حتی در حالت تجمعیافته، ممکن است سمیّت بیشتر یا متفاوتی نسبت به همان ماده در شکل ریز
یا به اصطلاح
«حجیم»
داشته باشند. در صورت پشتیبانی توسط متون علمی،
ACGIH
ممکن است حد آستانه (TLV) یا حد مجاز مواجهه جداگانهای برای نانومواد تعیین کند.
نمادگذاری
نماد، یک علامتی است که به عنوان بخشی از
حد آستانه (TLV) یا حد مجاز مواجهه ظاهر میشود و در آن اطلاعات خاص در ستون مربوط به «نمادها» فهرست میگردد.
اعلان تغییرات مدنظر (NIC)
اعلان تغییرات مدنظر (NIC)، فهرستی از اقدامات پیشنهادی کمیته مواد شیمیایی (TLV-CS) برای سال آینده است. این اعلان، فرصتی را برای ارائه نظرات عمومی فراهم میکند. مقادیر پس از تأیید توسط هیئت مدیره ACGIH، حداقل به مدت یک دوره دریافت نظرات در فهرست NIC باقی میمانند. این پیشنهادها در مدت حضور در فهرست NIC باید به عنوان مقادیر آزمایشی در نظر گرفته شوند. در صورتی که کمیته هیچ داده معتبری که نظر علمی کمیته را درباره حد آستانه موجود در فهرست اعلان تغییرات مدنظر (NIC TLV) تغییر دهد، مشاهده یا دریافت نکند، میتواند توصیه خود را برای تصویب نهایی به هیئت مدیره ACGIH ارائه نماید. در صورتی که کمیته دادههای معتبری مشاهده یا دریافت کند که نظر علمی کمیته درباره NIC TLV را تغییر دهد، میتواند توصیه خود را به هیئت مدیره ACGIH اصلاح کند تا موضوع یا در فهرست NIC حفظ شده یا از آن حذف گردد. مقادیر داخل پرانتز در بخش TLV مصوب، در طول مدتی که تغییر پیشنهادی برای آن مقدار یا نماد در فهرست NIC درج شده است، باید مورد استفاده قرار گیرند.
ذرات معلق/اندازه ذره
برای ذرات معلق جامد و مایع، مقادیر حد آستانه (TLV) بر اساس کل ذرات معلق بیان میشوند، مگر در مواردی که از اصطلاحات ذرات معلق
قابل تنفس،
توراسیک
یا
قابل استنشاق
استفاده شده باشد. هدف ACGIH جایگزینی کلیه حدود آستانه مبتنی بر «کل ذرات» با مقادیر مبتنی بر جرم ذرات قابل تنفس، توراسیک یا قابل استنشاق است. انجام نمونهبرداری در کنار هم با استفاده از روشهای نمونهبرداری «کل» و روشهای نمونهبرداری قابل تنفس، توراسیک یا قابل استنشاق، برای تسهیل جایگزینی حدود آستانه فعلی مبتنی بر کل ذرات، تشویق میشود. برای مشاهده تعاریف ذرات قابل تنفس، توراسیک یا قابل استنشاق، به
پیوست پ: معیارهای نمونهبرداری اندازه-گزین برای ذرات معلق هوا
مراجعه کنید.
ذرات (غیرمحلول یا کممحلول) بدون مشخصه دیگر (PNOS)
تعداد زیادی ذرات غیرمحلول با سمیّت پایین وجود دارند که برای آنها حد آستانه (TLV) یا حد مجاز مواجهه تعیین نشده است. ACGIH معتقد است که حتی ذرات بیاثر از نظر زیستی، غیرمحلول یا کممحلول نیز ممکن است اثرات نامطلوبی داشته باشند و پیشنهاد میکند که غلظتهای هوابرد تا زمان تعیین حد آستانه (TLV) یا حد مجاز مواجهه برای یک ماده خاص،
زیر
۳ mg/m³ برای ذرات قابل استنشاق و
۱۰ mg/m³ برای ذرات قابل تنفس
نگه داشته شوند. شرح منطق این توصیه و معیارهای مواد مرتبط با آن در پیوست ب ارائه شده است.
مبنای مقدار حد آستانه (TLV Basis)
مقادیر حد آستانه از اطلاعات در دسترس عموم استخراج میشوند که در مستندات مربوطه خلاصه شدهاند. اگرچه رعایت این مقادیر ممکن است از بروز چندین اثر نامطلوب بر سلامت جلوگیری کند، اما ذکر تمامی آنها در این کتاب امکانپذیر نیست.
مبنای تعیین این مقادیر از عاملی به عامل دیگر متفاوت است (به عنوان مثال، حفظ سلامت ممکن است عامل راهنمای برخی باشد، در حالی که رهایی از تحریک، نارکوز، آزردگی یا سایر اشکال استرس ممکن است مبنای برخی دیگر باشد). اختلالات سلامت مورد توجه شامل مواردی است که امید به زندگی را کاهش میدهند، بر عملکرد تولیدمثل یا فرآیندهای رشدی تأثیر نامطلوب میگذارند، عملکرد اندام یا بافت را به خطر میاندازند، یا توانایی مقاومت در برابر سایر مواد سمّی یا فرآیندهای بیماری را مختل میکنند.
مبنای TLV نشاندهنده اثر(های) نامطلوبی است که TLV بر اساس آن استوار شده است. ستون «مبنای TLV» در این کتاب به منظور ارائه یک مرجع میدانی برای علائم مواجهه بیش از حد و به عنوان راهنمایی برای تعیین این موضوع طراحی شده است که آیا اجزای یک مواجهه ترکیبی باید به صورت مستقل یا جمعپذیر در نظر گرفته شوند. استفاده از ستون «مبنای TLV» جایگزین مطالعه مستندات کامل نمیشود. هر مجموعه مستندات، جزء حیاتی برای استفاده صحیح از حد آستانه(های) مواجهه شغلی و درک مبانی آن محسوب میگردد. فهرست کامل مبانی TLV مورد استفاده توسط کمیته حد آستانه مواجهه برای مواد شیمیایی را میتوان در راهنمای عملیاتی آنلاین آنها در این آدرس یافت.
اختصارات مورد استفاده در بخش مبنای حد آستانه
قلبی
card
عصبی مرکزی
CNS
تشنج
convul
کربوکسیهموگلوبینمی
COHb-emia
آسیب
dam
اثرات
eff
تشکیل
form
عملکرد
func
گوارشی
GI
هموگلوبین
Hb
اختلال
impair
مهار
inhib
تحریک
irr
تنفسی تحتانی
LRT
متهموگلوبینمی
MeHb-emia
عصبی محیطی
PNS
ریوی
pulm
تولیدمثلی
repro
تنفسی
resp
حساسیتزا
sens
تنفسی فوقانی
URT
نمادها/پانویسها
شاخصهای بیولوژیک مواجهه (BEI)
نماد
BEI
در ستون نمادها درج میشود زمانی که یک
BEI (یا چند BEI)
نیز برای ماده توصیه شده باشد. سه زیرمجموعه به نماد BEI اضافه شده است تا به کاربر کمک کند موادی را که فقط از BEI برای آفتکشهای مهارکننده کولیناستراز یا القاکنندههای متهموگلوبین استفاده میکنند، شناسایی کند. این موارد به شرح زیر هستند:
BEIC = شاخص بیولوژیکی مواجهه (BEI) برای آفتکشهای مهارکننده کولیناستراز را ببینید
BEIM = شاخص بیولوژیکی مواجهه (BEI) برای القاکنندههای متهموگلوبین را ببینید
BEIP = شاخص بیولوژیکی مواجهه (BEI) برای هیدروکربنهای آروماتیک چندحلقهای (PAHs) را ببینید
برای چنین موادی، پایش بیولوژیکی باید به منظور ارزیابی مواجههی کل از تمامی منابع، از جمله پوستی، گوارشی یا غیرشغلی، اجرا شود. به بخش شاخصهای بیولوژیک مواجهه (BEI) در این کتاب و مستندات مربوط به TLV و BEI برای این مواد مراجعه کنید.
سرطانزایی
عامل سرطانزا، عاملی است که قادر به ایجاد نئوپلاسمهای خوشخیم یا بدخیم باشد. شواهد سرطانزایی از مطالعات اپیدمیولوژی، سمشناسی و مکانیسمی به دست میآید. نمادهای خاص (یعنی A1، A2، A3، A4 و A5) توسط ACGIH برای تعریف دستههای سرطانزایی استفاده شده و در ستون نمادها فهرست میشوند. برای مشاهده این دستهها و تعاریف و ارتباط آنها با انسان در محیطهای شغلی، به
پیوست الف
مراجعه کنید.
بخش قابل استنشاق و بخار (IFV)
پانویسِ «بخش قابل استنشاق و بخار» (IFV) زمانی استفاده میشود که یک ماده دارای فشار بخار کافی باشد تا بتواند هم در فاز ذرهای و هم در فاز بخار وجود داشته باشد، به طوری که هر دو سهم قابل توجهی در دوز دریافتی در غلظت مقدار حد آستانه-میانگین وزنی زمانی (TLV-TWA) داشته باشند. در تعیین پانویسِ IFV،
نسبت
غلظت بخار اشباع (SVC)
به حد آستانه-میانگین وزنی-زمانی (TLV-TWA) در نظر گرفته میشود. پانویسِ IFV معمولاً برای موادی استفاده میشود که نسبت
SVC به TLV
آنها بین ۰.۱ تا ۱۰ باشد.
متخصص بهداشت حرفهای باید هر دو فاز ذرهای و بخار را برای ارزیابی مواجهات ناشی از عملیات پاششی، فرآیندهای شامل تغییرات دما که ممکن است بر حالت فیزیکی ماده تأثیر بگذارند، و زمانی که بخش قابلتوجهی از بخار در ذرات ماده دیگری حل یا جذب شده است (مانند ترکیبات محلول در آب در محیطهای با رطوبت بالا) در نظر گیرد.
سمیّت گوش (OTO)
تعیین نماد OTO برای اختلالات شنوایی در ستون نمادها، بر پتانسیل یک ماده شیمیایی برای ایجاد اختلال شنوایی به تنهایی یا در ترکیب با صدا، حتی زیر سطح
۸۵ dBA
تأکید میکند. نماد OTO برای موادی لحاظ شده است که شواهد حاصل از مطالعات حیوانی یا انسانی نشان دادهاند بر ساختار تشریحی یا عملکرد شنوایی تأثیر نامطلوب دارند که به صورت یک تغییر آستانه دائمی در شنواییسنجی و/یا مشکلات در پردازش صداها ظاهر میشود. برخی مواد به نظر میرسد
به صورت فزاینده
با صدا عمل میکنند، در حالی که سایرین ممکن است اثرات صدا را
تشدید
کنند. نماد OTO با هدف جلب توجه نه تنها به کنترلهای مهندسی، کنترلهای اداری و تجهیزات حفاظت فردی مورد نیاز برای کاهش غلظتهای هوابرد، بلکه بر سایر روشهای پیشگیری از مواجهه ترکیبی بیش از حد با صدا برای جلوگیری از اختلالات شنوایی طراحی شده است. به طور مشخص، ممکن است لازم باشد کارکنان در معرض، در برنامههای حفاظت شنوایی و نظارت پزشکی ثبتنام کنند تا توانایی شنوایی آنان با دقت بیشتری پایش شود، حتی زمانی که مواجهه با صدا از مقدار حد آستانه برای صدای قابل شنیدن تجاوز نمیکند. لطفاً به بخش سمیّت گوش در مستندات مقدار حد آستانه برای صدای قابل شنیدن مراجعه کنید. همچنین رجوع شود به
منابع
فهرستشده در انتهای بخش تعاریف/نمادها.
(۸-۱۰)
حساسیتزایی
نماد DSEN و/یا RSEN در ستون نمادها در کتاب حدود آستانه و شاخصهای بیولوژیک مواجهه، به پتانسیل یک عامل برای ایجاد
حساسیتزایی پوستی
و/یا
حساسیتزایی تنفسی
اشاره دارد. نمادهای RSEN و DSEN زمانی استفاده میشوند که شواهد مشخصی از حساسیتزایی از آن مسیر توسط دادههای انسانی یا حیوانی تأیید شده باشد و جایگزین نماد SEN میگردند. نمادهای DSEN و RSEN به این معنی نیستند که حساسزایی، اثر بحرانی است که مقدار حد آستانه بر اساس آن استوار شده، و همچنین به این معنی نیستند که این اثر، تنها مبنای تعیین حد آستانه برای آن عامل است. اگر دادهای درباره حساسیتزایی وجود داشته باشد، هنگام توصیه حد آستانه برای آن عامل، به دقت مورد توجه قرار میگیرد. مقادیر حد آستانه که بر اساس حساسیتزایی تعیین شدهاند، با هدف محافظت از کارگران در برابر ایجاد این اثر طراحی شدهاند. این حدود آستانه، برای محافظت از کارگرانی که قبلاً حساس شدهاند، در نظر گرفته نشدهاند.
در محیط کار، مواجهه تنفسی یا پوستی با عوامل حساسیتزا ممکن است رخ دهد. به طور مشابه، مواد حساسیتزا ممکن است واکنشهای تنفسی یا پوستی ایجاد کنند. این نماد، بین انواع حساسیتزایی مربوط به هر یک از این بافتها تمایز قائل نمیشود. عدم وجود نماد DSEN یا RSEN به این معنی نیست که عامل فاقد توانایی ایجاد حساسیتزایی است، بلکه ممکن است نشاندهنده کمبود یا عدم قطعیت شواهد علمی باشد.
حساسیتزایی اغلب از طریق یک مکانیسم ایمونولوژیک رخ میدهد و نباید با واکنش پذیری بیش از حد، استعداد یا حساسیت اشتباه گرفته شود. در ابتدا، ممکن است پاسخ کمی به یک عامل حساسیتزا وجود داشته باشد یا اصلاً پاسخی مشاهده نشود. با این حال، پس از حساس شدن یک فرد، مواجهه بعدی حتی در غلظتهای پایین (بسیار کمتر از مقدار حد آستانه) ممکن است باعث واکنشهای شدید شود. این واکنشها ممکن است تهدیدکننده زندگی باشند و حملههای فوری یا تأخیری داشته باشند. کارگرانی که به یک عامل خاص حساس شدهاند، ممکن است واکنش متقاطع به سایر عوامل با ساختار شیمیایی مشابه نیز نشان دهند. کاهش مواجهه با ماده حساسیتزا و آنالوگهای ساختاری آن، به طور کلی فراوانی یا شدت واکنشها را در بین افراد حساس شده کاهش میدهد. برای برخی از افراد حساس شده، اجتناب کامل از مواجهه با ماده حساسیتزا و آنالوگهای ساختاری، تنها راه برای جلوگیری از پاسخ ایمنی خاص فراهم میکند.
عوامل حساسیتزای قوی، مشکلات ویژهای در محیط کار ایجاد میکنند. مواجهات تنفسی و پوستی باید از طریق اقدامات کنترل فرآیند و تجهیزات حفاظت فردی به طور قابل توجهی کاهش یافته یا حذف شوند. آموزش و تمرین (مانند بررسی اثرات بالقوه بر سلامت، روشهای ایمن کار، اطلاعات اضطراری) نیز برای افرادی که با عوامل حساسیتزای شناخته شده کار میکنند ضروری است.
برای اطلاعات بیشتر در مورد پتانسیل حساسیتزایی یک عامل خاص، به مستندات حد آستانه برای آن عامل مراجعه کنید.
پوست (Skin)
عبارت « skin » در ستون نمادها به معنای نقش بالقوه قابل توجه مسیر پوستی در مواجهه کلی است که شامل مخاط و چشمها از طریق تماس با بخارات، مایعات و جامدات میشود. در مواردی که مطالعات روی پوست، جذب قابل توجهی را نشان دادهاند که میتواند منجر به اثرات سیستمیک پس از مواجهه شود، نماد Skin در نظر گرفته میشود. این نماد همچنین به متخصص بهداشت حرفهای هشدار میدهد که ممکن است مواجهه بیش از حد پس از تماس پوستی با مایعات و آئروسلها رخ دهد، حتی زمانی که مواجهه هوابرد در سطح مقدار حد آستانه (TLV) یا پایینتر از آن باشد.
نماد Skin برای مواد شیمیایی که ممکن است باعث تحریک پوستی شوند اعمال نمیگردد. با این حال، ممکن است همراه با نماد حساسیتزایی برای موادی باشد که پس از مواجهه پوستی باعث حساسیتزایی تنفسی میشوند. اگرچه هنگام تعیین نماد Skin در نظر گرفته نمیشوند، اما متخصص بهداشت حرفهای باید آگاه باشد که چندین عامل وجود دارند که ممکن است به طور قابل توجهی جذب پوستی بالقوه یک ماده را افزایش دهند، حتی اگر آن ماده به طور کلی پتانسیل کمتری برای ورود از مسیر پوستی داشته باشد. برخی حاملها میتوانند به عنوان ناقل عمل کنند و هنگامی که از قبل روی پوست اعمال شده یا با مادهای مخلوط شوند، میتوانند انتقال ماده را به داخل پوست تسهیل کنند. علاوه بر این، وجود برخی شرایط پوستی نیز میتواند به طور قابل توجهی بر ورود مواد از طریق پوست یا زخم تأثیر بگذارد.
اگرچه در حال حاضر دادههای کمّی نسبتاً محدودی در مورد جذب پوستی گازها، بخارات و مایعات توسط کارگران وجود دارد، ACGIH توصیه میکند که تلفیق دادههای حاصل از مطالعات پوستی حاد و مطالعات پوستی با دوز تکرارشونده در حیوانات و انسانها، همراه با توانایی ماده شیمیایی برای جذب، در تصمیمگیری درباره مناسب بودن نماد Skin مورد استفاده قرار گیرد. به طور کلی، دادههای موجود که نشان میدهند پتانسیل جذب از طریق دستها و ساعدها در طول روز کاری میتواند قابل توجه باشد، به ویژه برای مواد شیمیایی با مقادیر حد آستانه پایینتر، میتواند توجیهکننده اعمال نماد Skin باشد. بر اساس دادههای سمیّت حاد حیوانی، به موادی که دارای LD50 پوستی نسبتاً پایینی هستند (یعنی ۱۰۰۰ میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن یا کمتر)، نماد Skin اختصاص داده میشود. هنگامی که مواد شیمیایی به راحتی از پوست نفوذ میکنند (یعنی دارای ضریب توزیع اکتانول-آب بالاتر هستند) و در مواردی که برونیابی اثرات سیستمیک از سایر راههای مواجهه نشان میدهد جذب پوستی ممکن است در سمیّت مشاهده شده مهم باشد، نماد Skin در نظر گرفته میشود. نماد Skin برای مواد شیمیایی که در غیاب سمیّت سیستمیک باعث اثرات تحریکی یا خورندگی میشوند اعمال نمیگردد.
موادی که دارای نماد Skin و مقدار حد آستانه پایینی هستند، ممکن است برای عملیاتهایی که شامل غلظتهای هوابرد بالای ماده هستند، به ویژه تحت شرایطی که سطوح قابل توجهی از پوست برای مدت طولانی در معرض تماس قرار میگیرند، مشکلات ویژهای ایجاد کنند. تحت این شرایط، ممکن است اقدامات احتیاطی ویژهای برای کاهش قابل توجه یا جلوگیری از تماس پوستی مورد نیاز باشد.
پایش بیولوژیکی باید برای تعیین سهم نسبی مسیر پوستی در دوز کل در نظر گرفته شود. ACGIH تعدادی شاخص بیولوژیکی مواجهه (BEI) توصیه میکند که ابزار اضافیای هنگام ارزیابی مواجهه کل کارگر با مواد منتخب فراهم میکنند. برای اطلاعات بیشتر، به بخش «جذب پوستی» در «مقدمهای بر شاخصهای بیولوژیک مواجهه»، مستندات شاخصهای بیولوژیک مواجهه (BEIs) (۱۱) و به لیونگ و پوستنباخ (۱۲) مراجعه کنید. سایر منابع منتخب برای مطالعه بیشتر درباره جذب پوستی و نماد پوستی شامل سارتورِلی (۱۳)، اِشنایدر و همکاران (۱۴)، وِستِر و مِیباخ (۱۵)، کِنِدی (۱۶) و همکاران، فیسِروا-بِرگِروا (۱۷) و همکاران، اسکَنسِتی (۱۸) و همکاران میشود.
هدف از بکارگیری نماد Skin، هشدار به خواننده است که نمونهبرداری هوایی به تنهایی برای تعیین دقیق میزان مواجهه کافی نیست و ممکن است اقداماتی برای جلوگیری از جذب پوستی قابل توجه مورد نیاز باشد.
منابع
- National Institute for Occupational Safety and Health: Working in confi ned spaces. DHHS (NIOSH) Pub. No. 80-106. 1980. Cincinnati (OH): NIOSH.
- National Institute for Occupational Safety and Health. NIOSH respirator decision logic. DHHS (NIOSH) Pub. No. 87-108. 1987. Cincinnati (OH): NIOSH.
- McManus N. Safety and health in confi ned spaces. 1999. Boca Raton (FL): Lewis Publishers.
- Silverthorn DE: Human physiology: an integrated approach. 2nd ed. 2001. New Jersey (NJ): Prentice-Hall.
- Guyton AC. Textbook of medical physiology. 8th ed. 1991. Philadelphia (PA): WB Sanders Co.
- National Institute for Occupational Safety and Health. A guide to industrial respiratory protection, DHEW (NIOSH) Pub. No. 76-198. 1976. Cincinnati, OH: NIOSH;
- Perez C, Soderholm SC, Some chemicals requiring special consideration when deciding whether to sample the particle, vapor, or both phases of an atmosphere. Appl Occup Environ Hyg. 1991; 6:859-864.
- Campo P, Morata TC, Hong O. Chemical exposure and hearing loss. Disease-aMonth. 2013; 59:119-138. doi: 10.1016/j.disamonth.2013.01.003.
- Hoet P, Lison D, Ototoxicity of toluene and styrene: state of current knowledge. Crit Rev Toxicol. 2008; 38:127-170.
- Morata TC, Campo O. Ototoxic effects of styrene alone or in concert with other agents: a review. Noise & Health. 2002; 4(14):15-24.
- American Conference of Governmental Industrial Hygienists. Dermal absorption. In: Documentation of the Biological Exposure Indices. 7th ed. 2001. Cincinnati (OH): ACGIH. pp. 21-26.
- Leung H, Paustenbach DJ. Techniques for estimating the percutaneous absorption of chemicals due to occupational and environmental exposure. Appl Occup Environ Hyg. 1994; 9(3):187-197.
- Sartorelli P. Dermal risk assessment in occupational medicine. Med Lav. 2000; 91(3):183-191.
- Schneider T, Cherrie JW, Vermeulen R, Kromhout H. Dermal exposure assessment. Ann Occup Hyg. 2000; 44(7):493-499.
- Wester RC, Maibach HI. Understanding percutaneous absorption for occupational health and safety. Int J Occup Environ Health. 2000; 6(2):86-92.
- Kennedy Jr GL; Brock WJ; Banerjee AK. Assignment of skin notation for threshold limit values chemicals based on acute dermal toxicity. Appl Occup Environ Hyg. 1993; 8(1):26-30.
- Fiserova-Bergerova V, Pierce JT, Droz PO. Dermal absorption potential of industrial chemicals: Criteria for skin notation. Am J Ind Med. 1990; 17(5):617-635.
- Scansetti G, Piolatto G, Rubino GF. Skin notation in the context of workplace exposure standards. Am J Ind Med 1988; 14(6):725-732.